عباس قديانى

691

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

دروغين و داستان نه تن از طاغيان مىباشد . اين كتيبه از مهمترين كتيبه‌هاى هخامنشى است و از روى اين نوشته‌ها قسمت بزرگى از تاريخ هخامنشى روشن مىشود . سر داريوش كنده شده در بيستون ، به اندازه 3 : 1 كتيبهء تخت‌جمشيد در وادى مرودشت فارس كه رود كر از ميانش جارى است در دامنهء كوه رحمت پشت به مشرق بر كمر كوه چند كاخ عمارت بزرگ بوده است و شهرى بوده كه پارس نام داشته است و يونانيان آن را پرسپوليس خوانده‌اند . اين عمارات بر طبق كتيبه‌هايى كه از داريوش و خشايارشا باقى مانده است هركدام نامى خاص داشته ؛ آنچه پيشاپيش پله و دروازهء ورود قرار دارد بارگاه شاهنشاهى و جايگاه پذيرايى فرستادگان و بار دادن همهء رعاياى شاهنشاهى هخامنشى بوده ، و كاخ ديگر « آپدانه » نام داشت . قصر ديگر در دست چپ آپاداته واقع است كه « صد ستون » نام داشته است . كاخ ديگر « هديش » نام داشت و در سوى جنوبى آپدانه واقع بود . چنين پنداشته‌اند كه اين كاخ اندرونى شاهنشاهى بوده است . عمارت ديگر « تجر » است و آن كاخ كوچكترى بوده است در ضلع شمالى صفهء تخت‌جمشيد كه آن را قصر زمستانى يا « آفتابكده » پنداشته‌اند - دو كتيبه از سكانشاه پهلوى و يك كتيبه از عضد الدولهء فناخسرو ديلمى به خط كوفى و چند كتيبهء ديگر از آل مظفر و تيموريان در آنجا هست . به غير از اين چند كاخ بزرگ آثارى از معبد و خلوتها و ابنيهء كوچك و بزرگ ديگر نيز در آن صفه باقى است . اين بنا به دست داريوش در 520 ق . م . آغاز گرديد و سپس داريوش وليعهد خود خشايارشا را در حيات خود به تخت نشانيد و اتمام ابنيهء نامبرده را به اهتمام وى باز گذاشت . در اين ابنيه كتيبه‌هايى از داريوش و خشايارشا و اردشير سوم باقى است . گويند تخت‌جمشيد به دست اسكندر آتش زده شده است . در تندكوه بيرون اين عمارت نيز دو دخمه است و دخمهء سومين كه گويا از آن داريوش سوم بوده ناتمام مانده است و برخى معتقدند كه مقبرهء اردشير دوم و سوم در تخت‌جمشيد مىباشد . كتيبهء تنگهء سوئز كتيبه‌اى كه در تنگهء سوئز يافته‌اند از داريوش اول داراى هشتاد كلمه كه بعضى از آنها محو شده است ، مضمون كتيبهء مذكور چنين است - بعد از عناوين و القايى كه در همهء كتيبه‌ها معمول است گويد : « داريوش شاه مىگويد من پارسيم و به دستيارى پارسيان ، مصر